السيد موسى الشبيري الزنجاني

24

كتاب النكاح ( فارسى )

قربت نكرد و لو غرض حاصل است ولى ثواب نمىدهند . و اگر امر توصلى ، شرط يك واجبى باشد با اتيان آن بدون قصد قربت ، شرط حاصل است ولى براى حصول اين شرط ثواب نمىدهند . 2 ) توضيح استاد از تعبير مرحوم سيد كه مىفرمايند : « نعم عباديته و ترتب الثواب عليه موقوفة على قصد القربة » معلوم مىشود كه مرادشان از عبادت يعنى انجام دادن آنچه وظيفهء عبد است . عبادت اصطلاحات مختلف دارد ولى مراد از عبادت در اينجا به معناى خضوع خاص ( عبادت ذاتيه ) كه در مورد غير خدا شرك محسوب مىشود همانند به خاك افتادن و سجده كردن نيست ، چون از جهت سنخ با هم فرق دارند و عبادت به اين معنى با قصد قربت حاصل نمىشود . آنچه ايشان در اينجا اراده كرده است وظيفهء عبد است كه عبد امتثال امر كند و مطابق دستور رفتار نمايد و متحرك به امر مولى بشود . كه اينها احتياج به قصد قربت دارد . ب ) : طرح مسألهء 4 : متن مسأله : « استحباب النكاح انما هو بالنظر الى نفسه و طبيعته و اما بالطوارئ فينقسم بانقسام الاحكام الخمسة » 1 ) توضيح مسأله : مرحوم سيد بحث نكاح را به دو قسم تقسيم مىكند : قسم اول : اصل نكاح - در مقابل سلب كلى فقدان ازدواج ( عزوبت ) كه مىفرمايند : اصل نكاح بالذات مستحب است ولى گاهى بالعرض جهاتى پيدا مىشود كه به سبب آن جهات ، نكاحى كه بالذات استحباب دارد ، بالفعل حكم ديگرى مانند واجب يا حرام يا . . . پيدا مىكند .